.
نشست بلا ، فارغ دلی و عشق
نگاهی به صبر و شکیبایی حضرت زینب سلام الله علیها
انجمن پژوهشی مذهبی کادح
سخنرانی حجة الاسلام والمسلمین
دکتر حاجی ابراهیم
(عضو هیئت علمی و مدیر گروه معارف دانشگاه امیر کبیر تهران )
سینما فلسطین
اعوذ با لله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا و نبينا ابوالقاسم محمد و علي اهل بيتهي
الطيبين والطاهرين والمنتجبين.
از نگاه تعاليم ديني ، حيات اين جهاني و زندگي دنيا آميخته به رنَج و تار و پود او
عجين شده با بلاهاست . اين سختي است كه اميرمومنان در نهج البلاغه به ما
فرمودند: « دنيا دار بالمبلاء محفوفه» دنيا جايگاهي است كه عجين و آميخته با
بلاهاست و در قرآن هم خداوند قسم مي خورد كه يك يك شما انسانها را من مبتلا
مي كنم . قسم خورده است ؛« و لنبلونكم » اين لام را ادبا گفته اند لام جواب قسم
محذوف است « و لنبلونكم به شي من الخوف والجوع و النفس من الاموال و الا
نفس» قسم مي خورم كه يك يك شما انسانها را مبتلا كنم گاهي با گرسنگي و گاهي
با خوف گاهي با نقايصي كه در اموال شما يا در جان شما ايجاد مي شود و گاه هم
ثمره ها و ميوه هاي زندگي شما را از شما مي ستانم كه ببينيم در مقابل اين رنجها
چه خواهيد كرد .
بنابراين اولين نكته از ديدگاه ديني اين است كه دنيا دنياست . بهشت نمي شود و اين
نكته بسيار مهمي است . آرمان تجدد ايده الي كه مدرنيته در جستجوي او حركت
كرده است اين بوده است كه ما بهشت آسماني اديان را ايجاد كنيم . دنيا را تبديل به
جايي بكنيم كه در آن رنجي ، ملالي ، خستگي و كلالي نباشد . تعاليم ديني به ما مي
گويد اين آرمان به نتيجه نخواهد رسيد . دنيا دنياست و تار و پود او آميخته به
بلاست. اين نكته اول !
ـ نكته دوم معناي بلاست .
بلا در اصطلاح لغوي به معناي آزمودن ، سنجش كردن ، محك زدن چيزي است
كه گاهي اين آزمودن و محك زدن با امكانات خوشايندي است كه ما در اختيار
ديگران قرار مي دهيم . به تعبير قراني "بلاء به خير" است و گاهي از طريق قرار
دادن شخص در فضايي نا خوشايند ، يعني بلاء به شر است . در سوره انبياء اين
آيه را خداوند نسبت به انسانها فرمود : « كل نفسه ذائقه الموت » همه جانها مرگ
را مي چشند . « و لنبلونكم به الشر و الخيرفتنه» وما شما را با امور خوشايندي
يعني خير و امور ناخوشايند از نگاه شما شر است شما را محك خواهيم زد . پس
بلاها كه تار و پود جهان با ان آميخته اند از هيچ شأني از شئون زندگي ما دور و
جدا نيستند . اين دو !
اما نكته سوم بحث من
اگر خدا به انسانها عشق مي ورزد كه مي ورزد و اگر همه قصه خلقت يه قصه
عاشقي است كه خداوند از سر عشق همه انسانها را آفريده است ؛ جاي اين سوال
مطرح مي شود كه خداوند براي چي آدمها را آكنده از سختيها وبلاها قرار داده
است . فلسفه اين بلاها ، فلسفه اين مصيبتها ، فلسفه و سّر اين رنجها در زندگي ما
چيست ؟
اين نكته را من فقط به اشاره بگويم جاي بخشش اينجا نيست . ريشه خلقت و اين
كه خدا چرا آفريده برميگرده به عشق الهي . كه موجودي بود كمال محض اولاً ،
اين كمالات باعث مي شد كه به خود و ذات خود كمالات خود مبتهج باشد ، عاشق
باشد . اولين عاشق اوست . به تبع اين عشق به آنچه كه جلوه ها وآثار و تجليات اين
كمالات بودن عشق مي ورزيد .
لذا آفريد به خاطر اينكه عاشق موجودات بود . خدايي كه از سر عشق آفريد چرا
زندگي ما را آكنده از رنج بلا قرار داد .
اين نكته سوم كه يكي از مهمترين نكات و محورهاي بحث من است که فلسفه و
چرايي بلاها در حيات دنيوي چيست ؟ سّر وجود بلاها و سختيها در زندگي ما
انسانها دلايلي دارد . اولين علت و دليل ، زمينه سازي رشد و شكو فايي استعدادهاي
ما آدمیان است . بسياري از استعداد هاي ما اگر در سختي ها قرار نگيريم به مسئله
ظهور و فعليت نخواهد رسيد . يك بچه نوزادي را كه پدر و مادر بلندش ميكنند دست
او را مي گيرند دو قدم راه مي رود و بعد دست او را رها مي كنند دو قدم ديگر بر
مي دارد زمين مي خورد ، زمين مي خورد پاي او درد مي گيرد گاهي گريه مي
كند پدر و مادر متاثر مي شوند اما تا دست او را نگيرند او حركت نمي كندو زمين
نمي خورد ، قدرت اينكه رو پا بايستد و خودش حركت بكند نخواهد داشت تا ابد بايد
بغلش كنند . لذا اولين دليل رنجها و بلاها و مصائب در زندگي دنيوي ما انسانها اين
است كه فضا هاي تلخي و سختي ، زمينه است براي شكوفايي برخي از استعدادهاي
ما .
مولوي وقتي مي خواهد مثال بزند مثال يه بذر را مي زند در مثنوي . مي گويد يک
بذر را شما بايد در خاك بكاريد . ظلمت و فشار خاك را تحمل كند ، اول يک جوانه
بزند ، بعد كه كه اين بذرِ گندم تبديل شد به يك سنبله ، بعداً بايستي سختي آسيا را
تحمل كند ، آرد بشود بعد دو مرتبه بياد در تنور پخته شود ، حرارت تنور را تحمل
كند ، پله پله هم ارزشش با لاتر ميرود ، بعد يك انسان او را بجود ، بعد از اينكه
جويده شد هضم شد ، حالا تبديل مي شود به فهم و عقل و هوش اين انسان .
گنـدمي را زيـرخاك انـداختند
پس زخاكـش خوشه ها برسـاختنـد
بار دگـر كوفتنـدش زآ سيـاب
قيمتـش افزود و شد نـان جان فـزا
بازآن نان چـون بـه دندان كوفتند
گشت عقل و جان و فهم هوشمنـد
بازآن جان چون كه محوعشق گشت
یعجب زراع آمد بعد کشت
ظلمت خاك را تحمل كرد ، شد يک سنبله آسياب شده و سختي تنور را تحمل كرد
شد ناني كه ارزشمندتر است از آن بذر و اين خوشه . حالا كه انسان آمد تغذيه كرد
، جويده شد ، هضم شد ، مي شود هوش و فهم و جان يك انسان هو شمند . حالا اگر
اين هوش و فهم با يك چيز ديگر ي ، يك عشق برتري ضميمه شد آن وقت مي شود
تعبيري كه خداوند در آخرين آيه سوره فتح فرمود .
عبارت مولوي اشاراست به اين آيه
باز آن جان كه محب عشق گشت يعجب زارع آمد بعد گشت
آخرين سوره فتح را ببينيد :«محمد رسول الله و الذين معه اشدءعلي الكفار رحماء
بينهم تراهم ركعاسجدا يبتغون فضلا من الله و رضوانا» حضرت رسول و اصحاب
او چنين اند كه در ميان كافراني كه از حقيقت چشم مي پوشند با اونها با سختي و
شدت برخورد مي كنند . در ميان خود اهل رحمت و رأفت اند ، اهل ركوع اند ،
سجوداند ، دنبال رزقشان مي روند « يبتغون فضلا من الله رضوانا سيماهم في و
جوههم من اثر السجود » نشانه اي از سجده دارند « ذالك مثلهم في التوراته و مثلهم
في الانجيل »
شاهدم در اين آيه اينجاست « و مثلهم في النجيل كزرع » مثل يك بذر هستند «
اخرج شطاء »جوانه مي زنند « فازره » نهال مي شود « فاستغلظ » می شوند
يك تنه مستحكم « فاستوي علي سوقه » حالا به استقلال مي رسند و با رو برگي
مي دهد كه « يعجب الزراع ليغيظ بهم اكنار »
اين يعجب الزراع مولوي ناظر به اين آيه است .
گندمي را زير خاك انداختند
پس زخاكش خوشه ها برساختند
بار دگر كوفتندش زآ سياب
قيمتش افزود و شد نان جان فزا
باز آن نان چون به دندان كوفتند
گشت عقل و جان و فهم هوشمند
باز آن جان چون كه محو عشق گشت
يعجب زراع آمد بعد كشت
هرچند همه ما ، چه در زمان جنگ و چه بعد از امام (ره) ، سختی های بسیار دیده ایم اما عهدی پدرانمان ، مادران مان و خودمان با امام امت بسته ایم که حتی مشکلات شدید اقتصادی، بی کاری، بی مهری های اداری و ... ما را از عهدمان دلسرد نمی سازد...
امید داریم همین زودی پرچم نهضت روح الله بدست امام عصر برسد

مقاله اي از امام موسي صدر درباره انقلاب اسلامي
آنچه مي خوانيد، مقاله اي است درباره انقلاب اسلامي ايران به قلم امام موسي صدر كه در تاريخ 23/8/1978 مطابق با اول شهريور 1357 در روزنامه «لوموند» پاريس چاپ شده است. امام موسي صدر، يك هفته پس از چاپ اين مقاله و در سفري رسمي به ليبي، ناپديد شد.

بسم الله الرحمن الرحيم
نهضت مردم ايران با تمامي حركت هاي مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زيرا چشم انداز جديدي فرا روي تمدن بشري قرار داده است؛ بنابراين، شايسته است كه همه علاقه مندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال كنند.
نهضت مردم ايران به رغم گستردگي كه دارد و به رغم اتهاماتي كه رژيم بر آن وارد مي كند، از گرايش ها، ريشه ها، اهداف و اخلاقيات اصيل و والايي برخوردار است.
نيروهاي راست از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه نفت و بسياري موضوعات مهم ديگر در آن موضوعيت دارد. نيروهاي چپ بين المللي نيز از صحنه نهضت غايبند، هر چند كه ايران و اتحاد شوروي بيش از هزار كيلومتر مرز مشترك دارند. حزب كمونيست ايران، حضور چنداني در نهضت ندارد، هر چند كه از قديمي ترين احزاب اين منطقه به شمار مي رود؛ بنابراين، هيچ يك از نيروهاي چپ و راست، به اين اعتبار كه نماينده يكي از دو قطب جهان هستند، كمترين تأثيري بر اين نهضت ندارند.
ملت ايران اين مسائل را به خوبي مي داند. او مي داند اين رژيم كه نهضت را به واپسگرايي متهم مي كند، خود با سركوب آزادي و در پيش گرفتن روش هاي بدويِ حكمراني همه سازمان هاي ارتجاعي را رو سفيد كرده است. ملت ايران مي داند كه اين رژيم، براي جلب رضايت قدرت هاي بزرگ، در قرباني كردن منافع مردم و پيشكشي ثروت هاي آنها، هرگز ترديدي به خود راه نداده است. ملت ايران وقتي چنين رفتاري را با اصالت انقلابيون قياس مي كند، بر ايثار و فداكاري در راه آرمان آنان راسختر مي شود. اين ملت به رغم اين كه سلاحي در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه مبارزه مي كند و قدرتي شكست ناپذير ايجاد مي كند.
انقلابيون ايران به هيچ طبقه خاص اجتماعي منحصر نيستند، بلكه از همه ايران برخاسته اند: دانشجويان، كارگران، تحصيل كردگان، روحانيان و... همه و همه در اين انقلاب حضور دارند. ملت ايران با همه نسل هاي گوناگون خود در اين نهضت شركت جسته است؛ بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتي كوچكترين روستاها در اين نهضت مشاركت دارند.
همين حقايق است كه رژيم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، سازمان هاي عربي و حتي فلسطيني ها را متهم كند و به اين ترتيب، به گستردگي و عمق مردمي اين نهضت اذعان كند.
حركت مخالفان رژيم شاه، امروز سيستم اطلاع رساني خاص خود را يافته است. گفته ها و سخنان رهبران آن از طريق كساني به ما مي رسد كه خود مخاطب اين سخنانند و اين سخنان در قلب هاي همه ملت ايران جاي گرفته است.
حق آن است كه بگويم: خاستگاه اين حركت و ايمان و آرمان آن همان اهداف بيكران انساني، اخلاقي و انقلابي است؛ موجي كه امروز ايران را درمي نوردد، بيش از هر چيز نداي پيامبران را در اذهان انسان ها تداعي مي كند.
اهداف انقلاب در مصاحبه مورخ ششم مي 1978 رهبر آن، امام خميني، با روزنامه لوموند، به روشني تصريح شده است. او با تأكيد بر اصالت اين حركت به ابعاد ملي، فرهنگي و رهايي بخش آن اشاره مي كند.
حوادث جاري ايران و رخدادهاي فاجعه آميز آن چند نكته اساسي را فراروي جهان امروز قرار داده است:
1ـ كساني كه به مسائل انساني و تمدن بشري اهميت مي دهند، شايسته است اين آزمون انساني را كه اكنون در ايران جريان دارد، به دقت بررسي و در برابر تلاش هاي مخالف و مغرضانه از آن حمايت كنند.
2ـ رژيم شاه پس از 37 سال حكومت و به رغم برخورداري از بيشترين امكانات، در همه امور، حتي در اين حد كه خود را از خشم ملت در امام نگه دارد، ناكام مانده است. اين همه در حالي است كه بزرگترين انبار تسليحاتي جهان سوم در اختيار همين رژيم قرار دارد.
3ـ ارزش هاي اخلاقي انسان متمدن، امروز در ايران تهديد مي شود. تا زماني كه رژيم ايران تحت عناوين «پيشرفت» و «دمكراسي» به اَعمال سركوبگرانه، خونريزي و سلب آزادي ادامه مي دهد، هر قدر هم كه در جهان مورد حمايت قرار گيرد، نمي توان از اين ارزش ها پاسداري كرد.
4ـ رژيمي كه امروز با امواج نارضايتي مردم و خيل ناآرامي هاي داخلي روبه روست، ديروز از تضمين امنيت خليج فارس، اقيانوس هند و حتي سومالي سخن مي گفت. اين امر بيانگر آن است كه هيچ چيز بيش از حركت هاي مردمي اين چنين آن را پريشان نمي سازد. از جمله اين حركت ها «حركةالمحرومين» لبنان است كه خبرهاي آن در ميان مردم ايران انعكاس فراوان يافته است.
قتل عام هايي كه هم اكنون در ايران جريان دارد و رژيم تلاش دارد بر آنها سرپوش گذارد، هشداري به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئوليتِ اوست. شايسته است كه انسان ها تصوير واقعي اين كشتارها و سركوبگري ها را به جهانيان عرضه بدارند و ضمن چنين خدمتي، بيزاري خود از اين اعمال را نمايان سازند.
به نقل از كتاب اديان در خدمت انسان، صص 130 ـ 127 به نقل از سایت نوید شاهد
مولاتی رقیه سیدتی رقیه
کاش رو شنفکری وجَو زدگی و نقش بازی کردنمان ، اعتقاداتمان را از یادمان نمی برد.و فراموش نمی کردیم که هنوز چند روزی از عزای حسین نگذشته و شهادت دختر خردسالش نیز کمرنگ نشده .
ای کاش صدا و سیمای ما عروسی یوسف پیامبر را در محرم و صفر نمی گرفت ، ای کاش اهالی جام جم در روز شهادت بی بی رقیه ، اندکی هم عزادار می شدند و ای کاش در مدارس و ... در ایام حزن اهل بیت شادی و سرور نمی کردند...
آیا فقط ناممان شیعه است ؟
روحت شاد ای امام
![]()
بی بهانه
۵حدیث کوتاه از سیدالشهدا
1
امام حسین (ع)
" لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب "
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت
خانوادگى داشته باشد.
(تحف العقول ، ص 251)
2
امام حسین (ع)
" مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ "
هر که خدا را ، آنگونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و
کفایتش به او عطا کند.
(بحار الأنوار، ج 71، ص 183)
3
امام حسین (ع)
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
حیات امام حسین ج 1 /ص 183
4
امام حسین (ع)
" كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد ، ديرتر به آرزويش مي رسد و
زودتر به آنچه مي ترسد گرفتار مي شود "
بحار الانوار، ج 78، ص 120
5
امام حسین (ع)
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شده و یکـى از آن دو رضایت دیگرى
را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود .
محجه البیضاء ج 4،ص 228
کوفه با مردم خود گشته چه پر آوازه زده بر سم ستوران همه نعل تازه
کوچه ها خالی و این شهر چقدر دلگیر است رونق کوفه به بازار ثنان و تیر است
همه با آل علی ا ز دل و جان بستیزند از سر بام به روی سرم آتش ریزند
نه که مردان و زنان بر دل من چنگ زنند کود کان هم ز سر بام مرا سنگ زنند
کرامات صالحين
نقل از کتاب کرامات و حکايات عاشقان خدا (جلد 2)
فرزند علامه اميني نقل مي کند که وقتي خواستم بعد از رحلت مرحوم علامه در سال 1390 از نجف به ايران بيايم, رفتم خدمت آيت الله سيد محمد تقي بحر العلوم که از نواده هاي علامه بحر العلوم بود, وقتي چشمش به من افتاد شروع کرد به گريه کردن.
گفتم: به چه خاطر گريه مي کنيد؟
فرمودند: بعد از اين که مرحوم پدرت رحلت کرد با خود فکر مي کردم که امام علي عليه السلام چگونه از زحمات علامه تشکر مي کند! تا اينکه يک شب خواب ديدم که قيامت بر پا شده است. مردم در صحراي محشر هستند. همه توجه به يک طرف دارند. فهميدم که آن حوض کوثر است.
رفتم طرف حوض کوثر ديدم که حضرت امير المومنين عليه السلام در کنار حوض ايستاده اند و محبين خودش را با کاسه هاي بلوري که پر از آب زلال است سيراب مي کنند. مدتي به اين کيفيت گذشت. يک وقت صدايي از بين مردم بلند شد.
گفتم چه خبر شده است؟
گفتند که علامه اميني به حوض کوثر و به محضر علي عليه السلام مشرف مي شود.
من منتظر بودم که امام عليه السلام چگونه با علامه برخورد مي کنند.
ديدم امام عليه السلام کاسه را زمين گذاشتند و دست مبارکشان را از حوض پر کردند و آب را به صورت علامه پاشيدند و با دستان مبارکشان سيراب نمودند
سپس حضرت فرمودند: بَيَّض الله وَجهک لَقَد بَيَّضت وجهنا خدا رويت را سفيد کند که تو صورت ما را سفيد کردي.
مناجات
الهی*
* خواجه عبد الله انصاری ، مناجات نامه
الهی ! دانایی ده که از راه نیافتیم و بینایی ده که در چاه نیافتیم.
الهی ! آفریدی رابگان و روزی دادی رایگان ، بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان.
الهی ! بنیاد توحید ما را خراب مکن و باغ امید ما بی آب مکن.
الهی ! می بینی و می دانی و بر آوردن می توانی.
الهی ! بود و نابود من تو را یکسان ، از غم مرا به شادی رسان.
"یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه "
به راستی، آنگاه که نام" کادح" را از این کتاب مبارک برگزیدیم در اندیشه مان نمی گذشت که در کشوری که نام امام عصر را بر خود نهاده اینچنین تلاشمان برای احیای فرهنگ شیعی مورد بی مهری قرار گیرد . آنقدر در فشار و تنگنا قرار گرفتیم که به بارنشستن نهالهایی که کاشته بودیم به تاخیر افتاد. تا آنجا که موجبات بی اعتمادی اعضای محترممان را فراهم کرد که انمجمن کادح نیز چون سایر مجموعه های مردم نهاد چند صباحی نوای موجودیت زد و از پا نشست .
اما نه اینطور است که نشان می دهد . به عنوان دبیر انجمن می گویم با تمامی بی مهری ها و مشکلات عدیده مالی، ما :
همچنان زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
آری ، پس از گذشت تقریبا 9 ماه از رسمیت یافتن انجمن پژوهشی ، مذهبی کادح توسط سازمان ملی جوانان ، به دلیل مشکلاتی که ذکر شد، انجمن نتوانست آن چنان که مورد قبول عامۀ مردم و اعضاء محترم باشد فعالیت چشم گیری به عرصه ظهور بگذارد و هر چند که کارهای پژوهشی صبر زیادی می خواهد ولی خلق الانسان عجولا !
به هر حال در شورای مرکزی انجمن کادح به منظور نشان دادن گوشه ای از فعالیتهای انجام شده و در دست اجرا ، تصمیم بر این شد که فصل نامه ای داخلی با موضوعات متنوع به انتشار رسیده و به صورت رایگان در اختیارتان قرار گیرد .
این فصل نامه دارای شش سرویس داخلی می باشد که مسئولیت آن ها را به هر یک از اعضای شورای مرکزی یا موسس محترم انجمن واگذار کردیم به این شرح :
1 ـ سرویس عرفان : این بخش به بررسی و ارائه گوشه هایی از سخنان عارفانه مرحوم سید محمد علی نجفی یزدی (ره ) ، از عرفای معاصر شهر تهران ، حکایتهای جالب و خواندنی عرفای شیعه در قالب "حکایات صالحین" و دل نوشته های رسیده به دفتر هیئت تحریریه انجمن می پردازد .
2 ـ سرویس داخلی : این سرویس به شرح و ارائه گزارش فعالیت های انجام شده و فعالیت های در دست اجرا می پردازد که اعضای محترم انجمن را به جزئیات فعالیتها آشنا کند .
3 ـ سرویس اخبار شیعه : از آنجا که شعار اصلی انجمن تلاش در جهت احیای فرهنگ و تمدن شیعی است بنا به تصمیم هیئت تحریریه انجمن، این بخش در فصلنامه گنجانده شد تااعضا بطور متناوب از اخبار شیعیان جهان آگاه گردند. اما بدلیل فصلنامه بودن نشریه،ممکن است خبرها دست اول نباشد.به هر حال سعی مان بر این است که خبرهای دور از دسترس را برایتان تهیه کنیم.
4 ـ سرویس آلبوم عکس : در این سرویس سعی کرده ایم عکسهای جذاب مذهبی و یا خبری را از سایتهای مختلف اینترنتی و یا آلبومهای شخصی ـ که در اختیارمان قرار می گیرد ـ استفاده کنیم .
5 ـ سرویس ادب و هنر : در این بخش سعی داریم گزیده ای از ادبیات و هنر هنرمندان ، ادیبان، متفکران و روشنفکران جامعه اسلامی و جهان را در چند سطر ، کوتاه ، اما نو به ارائه دهیم .این سرویس نیز زیر نظر سر دبیر فصلنامه فعالیت می کند .
6 ـ سرویس تاریخ شیعه : در این سرویس با توجه به عدم آشنایی نسل جوان با تاریخ گرانبهای شیعه و با عنایت به نزدیک بودن هر یک از مناسبت ها و رویدادهای تاریخی شیعه ، به انتشار فصلنامه ، گوشه ای از حوادث به رشته تحریر در می آید .
در پایان لازم به ذکر است که این سرویس ها در شماره های بعدی نشریه ممکن است زیاد و احیانا کسر گردد اما آنچه در توانمان بوده است به حضورتان عرضه کرده ایم .
بدیهی است منتظر رسیدن مطالب ، خبرها ، دل نوشته ها ، داستانهای ادبی ، وقایع تاریخی و عکسهای جالبتان هستیم که تقاضا داریم در صورت تمایل آنها را به دفتر انجمن کادح ارسال نمائید تا با نام خودتان در شماره های بعدی نشریه به چاپ برسد .
از خداوند می خواهیم که به حق حضرت صاحب ، لحظه های عمرمان را در راه آماده سازی امر ظهورش رقم زند .
"رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق وا جعل لی من لدنک سلطانا نصیرا"
برگزاری دومین جلسه از سلسله نشست های تشیع قریب با عنوان
هالیوود علیه تشیع
« بررسی هجوم آشکار و پنهان سینمای هالیوود به اسلام و تشیع »
6 و 13 مرداد1387
یکی از تاثیر گذارترین حیطه های فرهنگی در بین عموم اقشار مردم ، سینما است . پر واضح است که فیلم های سینمایی و غیر سینمایی تولید غرب و هالیوود هدف خاصی را دنبال می کند . برخی از آنها بطور مستقیم و بعضی غیر مستقیم به نقد مفاهیم اساسی اسلام و شیعه پرداخته است . در این میان با توجه به انتشار فیلمهای سینمایی در بین مردم ، آگاهی بخشی به مردم خصوصا به قشر جوان در خصوص تهاجمات فرهنگی سینمایی غرب از وظائف بخشها و نهادهای متولی فرهنگ مردم است .
انجمن کادح بر آن شد با مشارکت شهرداری منطقه 13 ، پروژه ای را با عنوان" هالیوود علیه تشیع "برگزار کند . این سلسله نشست ها در تاریخ 6 و 13 مرداد 1387 در سالن همایش فجر برگزار شد .
در اولین نشست فیلم "پادشاهی" به کارگردانی" پیتربرگ "نمایش داده شد و سپس آقایان ذبیح الله رحمانی و منوچهر اکبرلو به نقد فیلم پرداختند.
منوچهر اکبرلو با اشاره به این که فیلم های ضد اسلامی نشانه های ثابت دارند گفت : نکته ای که در این فیلمها ست این است که آگاهانه هیچ شناختی از طرف مسلمانان به تماشاگر داده نمی شود . او گفت : یک جهان بینی وجود دارد که جهان را از آن خود می داند و این جهان بینی از هر دین ، مسلک و آیینی فراتر است و حتی دین را در خدمت خود می گیرد . او در پایان گفت : تقویت عنصر ترس نیز عامل مهمی است که در تمام فیلمها از آن استفاده می شود ، نشان دادن مسلمانان به صورت دشمنی موهوم به این ترس دامن می زند .
ذبیح الله رحمانی با اشاره به ریشه های مشکلات غرب با مسلمانان گفت : غرب همیشه برای رسیدن به موفقیت ، پیروزی و غالب شدن بر دشمنان فرضی و واقعی ، طرح ها و نظریاتی مانند پایان تاریخ توسط متفکرین غربی ارائه می دهد . پس از طرح این پروژه ها سعی در عملیاتی کردن آنها می کند و تمام هنرهای خود را بسیج می کند تا بتواند این افکار را به خوبی در بیاورد که یکی از این ابزار سینما است .
در دومین نشست ، فیلم ملکوت آسمانها ، به کارگردانی ، ریدلی اسکات ، نمایش داده شد. این فیلم محصول چهار کشور انگلستان ، آمریکا ، آلمان و اسپانیا است . آقایان رضا درستکار ، ذبیح الله رحمانی و منوچهر اکبرلو منتقدان این فیلم بودند .
رحمانی گفت : قدرت و قوی بودن اسلام برای آنها هراس است و می خواهند بگویند که اگر اینها قدرتمند بشوند ، همان بلایی را سر ما می آورند که صلاح الدین ایوبی بر سر ما آورد . به خاطر همین است که هجمه عظیم فشار روانی و تبلیغاتی را مضاعف کرده و به سوی ما روانه داشته اند .
- برگزاری اولین جلسه از سلسله نشست های تشیع غریب با عنوان
بلا ، فارق دلی و عشق
برای گزارش این نشست ترجیح دادیم نظر یکی از شرکت کنندگان در نشست را که در فرم نظر سنجی برایمان ارسال کرده بود ، ذکر کنیم ، لازم به ذکر است که ایشان آشنائی قبلی با انجمن نداشته اند :
بسمه تعالی
گرچه اواسط نشست رسیدم اما صحبت های مجری ، با موضوع و برخی مسائل دربارۀ نشست آشناترم کرد ، اما فضای نشست بوی غریبی زینب(س) را می داد ولی سخنان ، سخنران جوان ، شجاعت و استقامت آن بانو را بیشتر از غریبی اش نمایان می کرد ، چرا که زینب(س) واقعا اسوۀ شجاعت می باشد . گروه تواشیح آرامش خاصی را به میهمانان هدیه کرد شاید شبیه به آرامشی که بانو در راه شام و در شام به بچه ها می داد، هر چند این کجا و آن کجا !
بلا ، فارغ دلی و عشق: این واژه ها را دکتر حاجی ابراهیم با حضرت زینب(س) تعریف می کرد ، بلا آزمودن و سنجیدن در زمان رسیدن مصیبتی به انسان . وی می گفت مهمترین فلسفه بلا ، غربال کردن خوبیها از بدیهاست . اما راههای تحمل بلا را هم ، معرفت و یقین می دانست . فارغ دلی جدا از دنیا و امیال آن و رسیدن به عشق .
حرفهای دکتر حاجی ابراهیم مفصل تر از چند کلمه بنده بود . او انسان بودن را تعریف کرد و اینکه انسان بودن با زینب و امام حسین معنا می شود . اما کلام آخر ، مستندی که پخش شد صفای عزاداران را نشان می داد شبیه سازی واقعه کربلا و سوختن خیمه ها را .
خیمه ها جزء پارچه چیزی نبودند ، بلکه دلها بودند که می سوختند .
سوختن خیمه ها مثل نوای نی سوزناک بود ، اما سوختن دل سوزناک تر .
مشنو از نی ، بشنو از دل ، دل حریم کبریاست ، نی بسوزد تل خاکستر شود ، دل بسوزد محرم دلبر شود ،
صدای اذان مرحوم رحیم موذن زاده ، فضای خاصی را به مجلس بخشید بگونه ای که اکثریت بی اختیار هق هق گریه سر دادند ، بی آنکه بتوانند جلوی اشک خود را بگیرند .
مطمئن هستم اگر مرحوم موذن زاده هم زنده بود بخاطر تلقین نوای اذان و صحنه های سوختن خیمه ها ، زمانی که نام ، الله ، محمد(ص) و علی(ع) شنیده می شد او نیز بی اختیار گریه می کرد و غرور مردانه را زیر پا می گذاشت .
رضا دوستی
دعای شبهای ماه رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِى الصّالِحينَ فَاَدْخِلْنا وَفى
خدايا بوسيله رحمتت ما را در جرگه شايستگان وارد كن و در
عِلِّيّينَ فَارْفَعْنا وِبَكَاْسٍ مِنْ مَعينٍ مِنْ عَيْنٍ سَلْسَبيلٍ فَاسْقِنا وَمِنَ
عليين بهشت بالا بر و جامى از آب خوشگوار چشمه سلسبيل به ما بنوشان و از
الْحُورِ الْعينِ بِرَحْمَتِكَ فَزَوِّجْنا وَمِنَ الْوِلْدانِ الْمُخَلَّدينَ كَاَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ
حوريان بهشتى به رحمت خود به ازدواج ما درآور و از پسران جاويدان كه همچون مرواريدانى
مَكْنُونٌ فَاَخْدِمْنا وَمِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ وَلُحُومِ الطَّيْرِ فَاَطْعِمْنا وَ مِنْ
در صدفند به خدمت ما بگمار و از ميوه هاى بهشتى و گوشت پرندگان به ما بخوران و از
ثِيابِ السُّنْدُسِ وَالْحَريرِ وَالاِْسْتَبْرَقِ فَاَلْبِسْنا وَلَيْلَةَ الْقَدْرِ وَحَجَّ
جامه هاى زربفت و ابريشم و ديبا به ما بپوشان و بدرك فضيلت شب قدر و حج
بَيْتِكَ الْحرامِ وَقَتْلاً فى سَبيلِكَ فَوَفِّقْ لَنا وَصالِحَ الدُّعاَّءِ وَالْمَسْئَلةِ
خانه كعبه و كشته شدن در راه خود ما را موفق بدار و دعاى شايسته و خواهش ما را
فَاسْتَجِبْ لَنا وَاِذا جَمَعْتَ الاَوَّلينَ وَالا خِرينَ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَارْحَمْنا
برآور و چون اولين و آخرين را در روز قيامت گردآوردى در آن هنگام به ما ترحم كن و
وَبَراَّئَةً مِنَ النّارِ فَاكْتُبْ لَنا وَفى جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا وَفى عَذابِكَ
منشور رهايى ما را از آتش بر ايمان بنويس و در دوزخ ما را به زنجير مبند و در شكنجه
وَهَوانِكَ فَلا تَبْتَلِنا وَمِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّريعِ فَلا تُطْعِمْنا وَمَعَ
و خواريت ما را مبتلا مكن و از درخت زقوم و ضريع به ما مخوران و با
الشَّياطينِ فَلا تَجْعَلْنَا وَفِى النّارِ عَلى وُجُوهِنا فَلا تَكْبُبْنا وَمِنْ
شياطين ما را در يك جا قرار مده و برو در آتش دوزخ ما را مينداز و از
ثِيابِ النّارِ وَسَرابيلِ الْقَطِرانِ فَلا تُلْبِسْنا وَمِنْ كُلِّ سُوَّءٍ يا لا اِلهَ اِلاّ
جامه هاى آتشين و پيراهنهاى آتش زاى قطران (آهن آب شده ) به ما مپوشان و از هر بدى اى خدايى كه جز تو معبودى نيست
اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَنَجِّنا
به حق كلمه ((لا اله الاّ اءنت )) ما را نجات بخش
التماس دعا
این فصلنامه که حاصل تلاش چند ماهه هیئت تحریریه و هیئت اجرائی انجمن کادح میباشد شامل ۴ سرویس زیر است :
اخبار داخلی
اخبار شیعه
تاریخ تشیع
عرفان
فرهنگ و ادب
و گالری عکس
عزیزان عضو جهت تهیه این فصلنامه میتوانند با دفتر انجمن تماس حاصل نمایند .





